رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

نفس مامان و بابا

آتلیه بن سای

سلام عزیزکم. خیلی وقته عکس نزاشتم تو وبلاگت. امروز چندتا از عکساتو میزارم 7 مهر 92 رفتیم آتلیه بن سای. موهاتم کوتاه کرده بودی خوشتیپ من.         عاشقتم عزیزممممممممم.   ...
30 آذر 1392

27 ماهگی

  چقدر زود گذشت اين ٢ سال و ٣ ماه ! چقدر زود بزرگ شدي !   گاهي در گوش ات زمزمه ميكنم : عشقممممممم، براي بزرگ شدن عجله نكن ! اما انگار زندگي دارد روي دور تند حركت ميكند !   كمي آرام تر پسرم!. به كجا چنين شتابان ؟   بگذار اين روزها را خوب نفس بكشم ! به مادرت فرصت بده عزیزکم! مبارکت باشد نفسکم
30 آذر 1392

27 ماهگی

  چقدر زود گذشت اين ٢ سال و ٣ ماه ! چقدر زود بزرگ شدي  !   گاهي در گوش ات  زمزمه ميكنم : عشقممممممم، براي بزرگ شدن عجله نكن ! اما انگار زندگي دارد روي دور تند حركت ميكند !   كمي آرام تر پسرم!. به كجا چنين شتابان ؟   بگذار اين روزها را خوب نفس بكشم ! به مادرت فرصت بده عزیزکم! مبارکت باشد نفسکم
30 آذر 1392

26 ماهگی

26 ماه با تو گذشت. 26 ماهه شدی عسلک مامان. ایشالا روزهای 26 سالگیتو ببینم. آقا شدی برای خودت . خیلی خوی حرف میزنی. هز چی بگیم تو تکرار میکنی. از 2 آذر شروع کردم دیگه پوشکت نکنم. الان  روزه که باز هستی فقط شبها موقع خواب و بیرون میبندمت. ایشالا زود یاد بگیری. هر نیم ساعت میبرمت دست شویی اما خودت هنوز نمیگی. ایشالا خودتم یاد میگیری میگی. کلمه هایی که میگی خیلی بامزه است ایناس: پرتلات= پرتغال. ای لاو وو= I love you آختم= عاشقتم. بشید= ببخشید لوله= حوله دمی= دمپایی قربون حرف زدنت برم عزیزم. این ماه 2 بار مریض شدی هر 2 بارم مجبور شدیم پنی سیلین بزنی. آخه شما میوه نمیخوری زود زود مریض میشی. تو...
4 آذر 1392
1